گفتگو با دکتر محمدجعفر یاحقی:

• عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

1- ضرورت شناخت بیهقی؟
از دیدگاه یک نویسنده و ادیب و مورخ بزرگ که در تاریخ ادب و فرهنگ ایران سهمی عمده دارد شناخت بیهقی به معنی شناخت بخشی از کوشش ادبی و تاریخی این سرزمین است که اگر آن را از مجموعة این فرهنگ برداریم نقصی آشکار بر آن وارد می‌شود. سبک ممتاز و انحصاری بیهقی اهمیت شایان توجهی در سیر نویسندگی فارسی و استحکام بنیان‌های زبان فارسی دارد.

2- برگزاری همایش بزرگداشت بیهقی، چرا؟
تا او را بیشتر بشناسیم، تا در دانسته‌های خود دربارة او و تاریخ سترگش تجدیدنظر کنیم، تا به جزئیات کار او دقیق شویم و توانایی‌های زبانی و ادبی و حتی خطوط برجستة شخصیت اجتماعی و تاریخی او را بیشتر کشف کنیم و بدانیم که در تطور زبان و ادب و نویسندگی فارسی چه نقشی داشته است. بر تاریکی‌های کتابش که از بخت بد کم هم نیست، پرتوهایی بیفکنیم و خلاصه از چهرة این اثر سترگ گرد بیفشانیم.

3- جایگاه تاریخ بیهقی در زمینة پژوهش‌های علمی و ادبی؟
تاریخ بیهقی خود البته پژوهش نیست، یعنی بوده است و در روزگار مؤلف هم تدوین زیر بار این وظیفه سنگین رفته است. اما اکنون تاریخ بیهقی و جنبه‌ها و جوانب تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و روان‌شناسی آن می‌تواند میدان گسترده‌ای برای پژوهش‌های امروزین باشد تا با عنایت به شیوه‌های نوین نقد و تفسیر به بازشناسی این اثر روی بیاوریم و لایه‌های نهفته‌ای از ارزش‌های پیدا و پنهان آن را در معرض دید و داوری امروزبان قرار دهیم.

4- هنر نویسندگی بیهقی؟
ـ از جنبة آفرینشگری به معنی واقعی و امروزین کلمه، که در آن بسیار مایه‌های شعری و داستانی نهفته است.
ـ از جنبة کارآمدگی زبان و واژگان که به نظر من یکی از بنیان‌های لغت‌نویسی زبان فارسی به شمار می‌رود.
ـ از جنبة ایجاد امثال و حکم و برداشت‌های اصیل فکری از کلمات قصار زبان فارسی به نحوی که بسیاری ضرب‌المثل‌ها در فارسی از بیهقی نشأت گرفته است.
ـ از جهت دستوری و سبکی که دنیای پر رنگ و رویی از یافته‌ها و ابداعات ادبی فراوانی است، و نیز از جنبه تصاویر خیال و صناعات.

5- سبک‌شناسی تاریخ بیهقی؟
سبکی که بیهقی در کتابش ابداع کرده بدون تردید ممتاز و متمایز و بی‌همال است و باید مختصات و ویژگی‌های آن از جوانب مختلف مورد تأمل و دسته‌بندی قرار گیرد. تقریباً کاری که او با زبان و بیان کرده و قالبی که برای مفاهیم تازه یافته اختیار کرده اغلب بدیع و بی‌مانند است. راز این بی‌مانندی و یافتن خصوصیات زبانی و بیانی بیهقی کار عمده‌ای که پیش روی ماست.

6- جنبه‌های هنری و زیباشناسی تاریخ بیهقی؟
البته منظور از نقد او به ارزیابی و پیدا کردن سره از ناسره است، و من گمان می‌کنم که اگر ناسره‌ای در بیهقی باشد باید آن را از رهگذر نسخه‌های بد و دستخورده‌ای دانست که در دوره‌های متأخر از این کتاب فراهم آمده است و نه از خود بیهقی، هر چند که اگر ملاک‌های امروزین را به کار گیریم. شاید پاره‌ای ایرادها از خود او هم بتوان گرفت با این حال تحلیل زبانی و بیانی بیهقی از نگاه زیباشناسی می‌تواند راه را برای پژوهش‌های عمدة زبانی و ادبی در کاری هموار کند.

7- تاریخ بیهقی چه تأثیری در روند نثر فارسی داشته است؟
تأثیر سبکی، تأثیر واژگانی و تأثیر مفهومی.
اگر کلیدر را با دقت از نظر بگذرانیم آن را بشدت متأثر از بیهقی خواهیم یافت. اگر در مسیر تکاملی نثر فارسی دقت کنیم بسیاری از تعبیرها، مثل‌ها، کنایه‌ها و استعاره‌ها از بیهقی آغاز شده و در دیگر آثار ادبی فارسی بسط یافته است. اگر از شاملو بپرسیم بی‌شک خود را مدیون بیهی اعلام خواهد کرد که کرده است. اگر از دولت‌آبادی همشهری او نیز بخواهیم که سرچشمه‌های نویسندگی خود را مشخص کند، به گمانم تاریخ بیهقی جای درخور خواهد داشت.

8- جایگاه تاریخ بیهقی در عرصه‌ی تاریخ‌نویسی؟
در این زمینه در یادنامه‌ی بیهقی دو سه مقاله هست، محمدتقی دانش‌پژوه، تقی بینش و جمال‌زاده به طور مستقیم و برخی دیگر مانند اسلامی‌ندوشن، محمد شفیعی، حمید فروزان و چندتن دیگر به طور غیرمستقیم. اخیراً مقاله‌ای از عباس میلانی به نظرم رسید که او هم به شگردهای تاریخ‌نویسی بیهقی اشاره کرده است. بهترین تحقیق را در این خصوص خانم ژولی اسکات میثمی کرده است به زبان انگلیسی در کتابش با عنوان تاریخ‌نگاری سده‌های میانه در ایران، که به فارسی ترجمه نشده است. پیش از او خانم مریلین والدمن هم در کتاب نازمانه، زندگی و کارنامه‌ی بیهقی به طور مبسوط به این قضیه پرداخته و او را دارای شگردی مستقل در امر تاریخ‌نویسی دانسته است. با این احوال پایگاه بلند بیهقی در تاریخ‌نگاری فارسی بر کسی پوشیده نیست، هر چند که به دلیل برجسته‌ی ادبی کار او تاریخ‌شناسان امروز ایران به کلی او را به ادیبان واگذار کرده‌اند.

10- شخصیت‌های برجسته در تاریخ بیهقی؟
بیهقی آن چنان شخصیت‌ها را خوب پرورده است که همه را برجسته نموده است. اما من خودم از قاضی بولانی و ابن سمّاک و احمد حسن، از دیدگاه شخصیتی خوشم می‌آید.