الف ) زبان ايراني كهن شامل : مادي , فارسي باستان , اوستايي

1- مادي :

زباني است كه مخصوص شاهان سلسله مادي و مردم خوب و مركز ايران بوده است. در كتيبه ها و لوح هاي شاهان آشوري از ماد نام برده شده و كلماتي از زبان مادي در زبان يونان باقي مانده است اما عمده اطلاع ها از زبان مادي كلمات و عباراتي است كه در كتيبه  شاهان هخامنشي – كه جانشين شاهان مادي بودند به جاي مانده است از جمله كلمات مادي عبارتند از : شاه , بزرگ, باختر, بلخ, , زرنج سيستان , همه, سنگ, مهر , تشخيص مادي بودن اين كلمات بر حسب قواعد زبان شناسي است .

2- فارسي باستان :

اين زبان كه فرس قديم و فرس هخامنشي نيز خوانده شده است زبان مردم پارس و زبان اصلي ايران در دوره هاي هخامنشيان بوده است و با زبان اوستايي و سنسكريت نزديك بوده است, مهمترين مداركي كه زبان پارسي باستان از خود به جاي گذاشته در كتيبه هاي شاهنشاهي هخامنشي است و قديمترين آنها متعلق به اريارحنه پدر جد داريوش بزرگ و تازه ترين آنها از اردشير سوم است مهمترين و بزرگترين آثار مورد بحث كتيبه بيستون است كه بام داريوش بر صخره ي بيستون كنده شد .

3- زبان اوستايي :

زبان اوستايي زبان مردم قسمتي از نواحي مشرق و شمال شرقي ايران بود و كتاب مقدس ديني در اوستا  در دوره هاي مختلف بدين زبان تاليف شده است سروده هاي زردشت كه قديمترين بخش اوستا محسوب مي شود از لهجه كهنه تري از زبان مورد بحث حكايت مي كند. اوستا به خطي نوشته شده كه به نام خط اوستايي معروف است و آن در اواخر دوره ي ساساني از خط پهلوي استخراج و تكميل گرديده است.

ب ) زبان ايراني ميانه :

 اين زبان ميان زبان ايراني كهن و زبانهاي ايراني كنوني قرار گرفته است و تاريخ آغاز اين مشخص نيست ولي از كتيبه شاهنشاهان متاخر هخامنشي مي توان دريافت كه زبان پارسي باستان از همان ايام رو به سادگي مي رفتند و به دليل اينكه رعايت قواعد دستوري از رواج افتاده بوده است اشتباهات دستوري فراواني در آن يافت مي شود بنابراين مقدمه ي ظهور پارسي ميانه (پهلوي) را با اواخر دوره هخامنشي مي توان منسوب داشت زبانهاي ايراني ميانه شامل :

 1- پارتي (پهلوي اشكاني) 2- پارسي ميانه  3- سغدي 4- ختني 5- خوارزمي .

1- پارتي (پهلوي اشكاني ) شامل : I پارتي    II مانوي

I پارتي :

 قسمت بيشتر نوع اول در كتيبه شاهان ساساني است كه به زبان پارسي ميانه و هم به زبان پارتي (و نيز يوناني) نوشته شده و قديمترين اسناد آن در اورامان  كردستاني به دست آمده است اخيراً اسناد سفالي كشف شده كه در شهر قديمي پارتي مقبره ي شاهان اشكاني است كه به خط آرامي است اكنون مسلم است كه زبان اين اسناد پارتي است نه آرامي .

II مانوي :

آثار مانوي پارتي از جمله آثاريست كه در اكتشافات اخير آسياي مركزي به دست آمده است همه ي اين آثار به خطي كه مقتبس از خط سرياني است نوشته شده و عكس خط پارتي هزوارش ندارد و حاكي از تلفظ زبان تحرير است اين آثار را مي توان به دو قسمت تقسيم كرد يكي آثاري كه در قرن 3 و 4 ميلادي به زبان پارتي اصيل نوشته شده و ديگر آثاري كه از قرن 6 به بعد نوشته شده و براي رعايت سنت مذهبي به وجود آمده است. نسخه از آن امروزه كشف شده كه مربوط  به قرن 8 و 9 ميلادي است و در آن حركات و حروف مصوت به صورت ناقص ادا شده است.

2- پارسي ميانه :

اين زبان در ميان زبان پارسي باستان و پارسي كنوني قرار گرفته است و يكي از زبانهاي رسمي ايرانيان در عهد ساساني بوده است و آثار به جاي مانده از آن به دو قسمت : الف ) كتيبه هاي دوره ي ساساني   ب ) كتاب هاي پهلوي تقسيم مي شود.

الف )كتيبه هاي دوره ساساني: مهمترين كتيبه هاي زبان پهلوي كتيبه شاپور اول دركعبه ي زردشت است كـــه از كتيبه هاي ديگــــر مي توان (( كرتير)) ,(( نقش رستم)), ((سر مشهد)) و كتيبه هاي نرسي را در ((پايكولي)) نام برد.

ب) كتابهاي پهلوي : اكثر آثار آن  از آثار زردشتي است كه خط اين آثار دنباله ي خط كتيبه هاي پهلوي و به صورت تحريري است از كتابهاي پهلوي مخصوص ادبيات زردشتي عبارتند از :              دينكرت, بندهش , دادستان ديني, ماديگان , هزار داستان و ... را بايد نام برد و آثاري كه جنبه ي ديني ندارند عبارت است از : يادگار , زريران , كارنامه ي اردشير بابگان , درخت آسوري , ماديگان و شترنگ .

3- سغدي :

اين زبان از كشور سغد كه سمرقند و بخارا از مراكز آن بودند رايج بوده است اين زبان مدتي زبان بين المللي آسياي مركزي به شمار مي رفت و تامين نفوذ يافت آثار سغدي هم از اكتشافات اخير آسياي مركزي و چين است اين آثار را مي توان از چهار نوع شمرد : آثار بودايي آثار مانوي آثار مسيحي و آثار غير ديني . آثار بودايي در اين ميان از همه بيشتر است. اين خط مقتبس از خط آرامي و همه ي آثار بودايي و آثار غير ديني و روايت سغدي كتيبه ي (( قربلگسون )) در مغولستان بدين خط است . آثار مسيحي به خط سرياني و آثار مانوي مختصر تفاوتي از حيث زبان ديده مي شود كه احتمالاً نتيجه ي تفاوت لهجه و تفاوت زماني اين آثار است. آثار سغدي مسيحي ظاهراً تلفظ تازه تري را نشان مي دهد زبان سغدي ر برابر نفوذ زبان فارسي و تركسي بتدريج از ميان رفت .

4- ختني :

 يكي از زبانهاي پارسي مانه ر سرزمين ختن در جنوب شرقي كاشفر به وجود آمده كه به زبان ختني معروف است و لهجه نزديك به ختني نيز در منطقه تمشق در شمال شرقي كاشغر متداول بود كه داراي اختصاصي جداگانه بود ولي از اين زبان آثار بسيار كمي باقي مانده است و آنچه موجود است كاملاً تفسير و ترجمه نشده است زبان ختني دو شكل كاملاً متفاوت دارد قديم و متاخر زبان ختني قديم صرف و نحو بسيار پيچيده و داراي صفت حالت اسمي و حالات فعلي مفصل است در زبان ختني متاخر صرف افعال ساده تر گرديده و تغييرات عمده اي در اصوات حاصل شده است.

5- خوارزمي :

زبان خوارزمي معمول خوارزم قديم و واحد هاي مسير سفالي رود جيحون بوده و ظاهراً تا حدود قرن هشتم هجري روان داشته است و پس از آن جاي خود را به زبان فارسي و زبان تركي داده است. كشف آثار زبان خوارزمي , گذشته از كلماتي كه ابوريحان بيروني در (( آثار الباقيه)) كه كرده بكلي تازه است اين آثار عبارتست از دو نسخه فقهي به زبان عربي كه در آن عباراتي به زبان خوارزمي نقل شده و نيز لغت نامه اي براي توضيح عبارات خوارزمي يكي از اين نسخ نوشته شده ولي مهمترين اثر زبان خوارزمي ((مقدمه الادب)) زمخشري است مشتمل بر لغات عربي و ترجمه خوارزمي است أثار خوارزمي همه به زبان عربي نوشته شده اما خواندن و تغيير آنها حضور پايان ساخته است زبان خوارزمي با زبان نواحي اطراف يعني سغدي , ختني و آسي نزديك است .