چكيده:

 مي‌دانيم كه زبان پديده‌اي است اجتماعي كه براي برقراري ارتباط ميان افراد يك جامعه به كار مي‌رود؛ اين ابزار ارتباطي در جوامع بشري ثابت نيست و بالطبع هميشه به يك شكل باقي نمي‌ماند و همچنين به دليل ماهيت و وابستگي آن به اجتماع ، هماهنگ با دگرگوني‌هاي جامعه تغيير و تحول مي‌يابد مسلماً زبان فارسي نيز در گذر زمان بنا به هر دليلي دست‌خوش تحولات متعددي قرار گرفته است كه در اين مختصر كلام و جستار ناقص به تأثيرپذيري واژگان يوناني در گلستان از سوي سعدي سخن رفته است.

در اين نوشتار به وضعيت زباني ايران در قرن هفتم و تأثيرات حمله‌ي مغول اشاره شده و همچنين با بررسي ديباچه و ابواب هشت‌گانه‌ي گلستان سعدي سعي شده است تا با شناسايي اغلب واژگان يوناني كه شيخ اجل از آن‌ها بهره گرفته و هنرمندانه به عنوان واژه‌هاي دخيل در جاي‌جاي سخن خود به كار برده، جهت دسترسي و آگاهي بيشتر خوانندگان محترم معرفي و به بررسي ريشه‌اي و معنايي آن‌ها پرداخته شود .

مــا براين باوريم كه صورت هاي زباني زيادي از زبان‌هاي مختلف به زبان ملل متمدن راه جسته است و امروزه نبايد كسي آن‌ها را بيگانه بشمارد زيرا كه اين وام‌گيري از زبان ديگر طبعاً به غنا و گستردگي زبان مي‌انجامد و جاي بسي شگفتي است كه سره‌نويسان با اين‌گونه واژگان و صورت‌هاي زباني دخيل سر ستيز دارند. در عين حال مي‌بينيم كه بر اثر اين تعامل زباني حتي سعدي نيز به عنوان يكي از نويسندگان تواناي ادب فارسي از واژگان يوناني اشاره شده در متن اين مقاله ، استفاده‌ي به جا و به موقع نموده است.

 كلمات كليدي:

 قرن هفتم- حمله‌ي مغول- سلوكيان- اسكندر- گلستان سعدي- واژگان يوناني


 

 مقدمه:

 باتوجه به اين‌كه زبان پديده‌اي اجتماعي است و ابزاري است كه براي ارتباط ميان افراد يك جامعه به كار مي‌رود مسلماً بنابر ماهيت اجتماعي آن از دگرگوني، تغيير و تحول مصون نيست و زبان فارسي نيز از موضوع ياد شده مستثني نبوده و نيست.

از مدت‌ها قبل وجود واژگان دخيل، وام گرفته شده از زبان يوناني در يكي از آثار مانـــدگار بزرگ ادب فارسي- كـــه همان گلستان سعدي است- فكرم را بــــه خود مشغول كرده بود، به اين بهانه جهت تحقيق در درس دستور زبان فارسي و با نظر مساعد جناب استاد دكتر محمود صادق‌زاده بر آن شدم تا با جست‌و‌جو و جستاري به شناسايي واژگان دخيل وام گرفته شده‌ي يوناني در گلستان سعدي در قرن هفتم بپردازيم - هرچند كه بر ناقص بودن اين بررسي واقفم .- اما باشد كه مورد قبول و پسند صاحب‌نظران واقع گردد.

در اين مجال بر خود فرض ‌مي‌دانم كه از راهنمايي‌ها و ارشادات بي‌شائبه‌ي استاد محترم جناب آقاي دكتر محمود صادق‌زاده در اين راه تقدير و تشكر نمايم.

به يقين در اين كلام مختصر خطاها ولغزش‌هايي رفته است كه نگارنده انتظار دارد تا با روشن‌بيني و بــــاريك‌انديشي صاحبان ‌نظــــر، از لطف و عنايت آن ســـروران ارجمند برخوردار گردد.

 قلب بي حاصل ما را بزن اكسير مراد            يعني از خاك در دوست نشاني به من آر

                                      غلامرضا هاتفي اردكاني

                                                پاييز 1387

در روز های آینده متن مقاله پژوهشی مورد نظر درج خواهد شد .