جایگاه فرهنگ عامّه در ادب فارسی

اگر به تعاریفی که تا کنون از فولکلور به دست آمده رجوع شود ، مشاهده می‏گردد که بسیاری ، فولکلور را همان «ادبیات عامّه» تعریف نموده‏اند ، در حالی که این دو ، مقوله‏هایی جدا از یکدیگرند .

اگر ما مجموعه دانسته‏ها و اندوخته‏های ذهنی و فکری ، رفتارها و آداب و رسوم عوام را به عنوان فولکلور تعریف کنیم ، هنگامی که این دانسته‏ها و داشته‏های ذهنی و فکری بر روی کاغذ بیایند و مکتوب شوند ، در حیطه قلمرو ادبیات عامه قرار می‏گیرند .

اما متأسفانه در ادب کهن فارسی ، آن قدر که به ادبیات رسمی و دیوانی (دبیری) اهمیت داده شده است ، به ادب یا فرهنگ عامه بها نداده‏اند و کتب نظم و نثر فارسی ، سهم ناچیزی از صفحات خود را به ادبیات عامه ، اختصاص داده‏اند که به هیچ وجه ، تناسبی با کمیت و کیفیت آن ندارد . به طوری که نویسندگان ایرانی ، از به کار بردن کلمات عامیانه ابا داشته‏اند و بی‏پیرایه و بی‏آرایه‏نویسی را ضعف ادبیات و کار نویسندگی می‏دانسته‏اند .

دکتر پرویز ناتل خانلری در این زمینه می‏گوید : «تحقیق در لهجه‏های محلی و ثبت لغات و اصطلاحات هر ناحیه در ایران ، هرگز رسم نبوده است . زبان عامه را قابل آن نمی‏شمرده‏اند که درباره‏اش بحث کنند و ادیبان در شأن خود نمی‏دیده‏اند که به این کار بپردازند» . در عین حال ، امروزه آثار اندکی در دسترس هستند که هر کدام به نوعی فرهنگ عامه کهن ایران را به تصویر کشیده‏اند، مانند : داراب نامه طرطوسی ، ابو مسلم نامه سمک عیّار ، سندباد نامه و ... اما اغلب این آثار ، حاوی قسمتی از فولکلور (که همان اسطوره‏ها و افسانه باشند) هستند . همچنین کتبی که از دوره ساسانیان به جای مانده‏اند ، وجود بعضی اعتقادات را در آن دوران ، به خوبی آشکار می‏کنند . از این دسته‏اند : ارداویراف نامه ، شایست و ناشایست ، دین‏کرد ، بُندَهِشْن و نیرنگستان پهلوی (که مانند کتاب‏های دعای معمولی است و تأثیر عجیب و قریب بعضی ادعیه را بیان می‏کند) . در اغلب این کتب ، به اعتقاداتی برمی‏خوریم که بعضی تا امروز نیز رواج دارند ، مانند : احترام به نان ، تأثیر چشم زخم ، آداب نوروز و هفت سین و ... .

کتب طنز و فُکاهه (مثل : جوامع الحکایات عوفی و لطایف الطوایفِ فخرالدین علی صفی و رساله دلگشای عبید زاکانی) و تذکره‏ها یا احوال نامه‏ها (مثل : تذکره دولتشاه سمرقندی و تذکره نصرآبادی که به شرح احوال شاعران طبقات مختلف اجتماع پرداخته‏اند) و سفرنامه‏ها (مثل : سفرنامه ناصرخسرو ، تاریخ حزین ، و...) از منابع خوب فرهنگ عامّه در ادب فارسی از زمان شکل‏گیری حکومت‏های محلّی در ایران تا روزگار مشروطه به شمار می‏روند .

و نیز می‏توان به کتاب کُلثوم ننه اشاره کرد که در دوره صفویه ، توسط آقا جمال خوانساری نوشته شده است که از یک سو نقد خرافه‏های میان مردم است و از سوی دیگر ، نقد دستگاه آموزشی آن دوره .

در یک قرن اخیر و بخصوص پس از انقلاب مشروطه که باعث گردید رعایا و مردم نیز بتوانند وارد صحنه سیاست و تصمیم‏گیری حکومتی بشوند ، و آزادی نسبی مطبوعات در برخی ادوار ، زبانِ ادبیات و سیاست به زبان روزمره نزدیک شده ، زبان فاخر درباری به کناری گذاشته شده است . از نمونه‏های خوب این دوره می‏توان به چرند و پرند علی‏اکبرخان دهخدا و سروده‏های نسیم شمال اشاره کرد . در همین ایام بود که صادق هدایت ، جمالزاده و دهخدا سنّت‏شکنی کردند و با روی آوردن به ادبیات عامه ، فصل جدیدی در ادبیات معاصر را پی ریختند . اگر چه پیش از آنها نیز روزنامه‏های : نسیم شمال ، بهلول ، حشرات الأرض ، شب‏نامه‏ها ، شیدا ، ملا نصر الدین ، کشکول ، بابا شَمَل ، توفیق و بخصوص روزنامه فکاهی امید ، کما بیش قدم‏هایی در این راه برداشته بودند و علاقه‏مندانی مانند طالبوف ، میرزاملکم خان ، آخوندزاده و آقاخان کرمانی بودند که با نوشتن کتاب‏هایی هر چند معدود ، پایه‏گذار کمرنگ ادبیات عامه درایران شده بودند ، بعدها نویسندگانی همچون : بزرگ علوی ، صادق چوبک ، صمد بهرنگی ، علی اشرف درویشیان و محمود دولت آبادی ، نیز توانستند با نوشتن داستان‏های عامیانه ، قدم‏های بسیار مؤثری در جهت تکمیل ادبیات عامه کشورمان بردارند.